عبدالله مستوفى
455
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
من شبهه را قوى ميگيرم ، كه نفت شمال ما ، جز روسها مشترى ديگرى ندارد . ما خودمان هم ، نخواهيم توانست آن را استخراج كنيم ، و اگر به آنها ندهيم ، نفت ما زيرزمين خواهد ماند ، و ما از استفادهء آن محروم ميشويم . من از آن اشخاصم كه ميگويم با اين تصور محال هم ، باز بهتر است كه ما « با شيطان ارزن آفتاب نكنيم » و از معاملهء با اين آقايان صرفنظر نمائيم و الا آقايان بعنوان عملهء متخصص براى ما پيشهوريها ، غلام يحيىها ، و مشتى از اين قماش كمونيستهاى خالص العقيده و آدمكشان صحيح النسب ، خواهند فرستاد و در سرتاسر شمال كشور آرام ما آشوب برپا خواهند كرد . در غوغاى آذربايجان ، از تاريخ شروع اين بازى ، و مدعى تراشى تا رفتن قشون آنها ، بيش از شش ماه فاصله نبود ، در اينجا بموجب پيمان تا پنجاه سال ، متوجه باشيم تا پنجاه سال نميشود بهانهء اين كمونيستسازى را از دست آنها گرفت ، و از كجا كه در همان شش ماه اول ، هيئت اجرائيهء موقت حزب توده كه در روزنامهء مردم و بيانيهء اخير خود خويش را « عابد و زاهد و مسلمانا » قلم ميدهد ، و بعد از « خرابى بصره » توبه نموده ، رفتار رؤساى سابق خود را ، بتلويح و تصريح انكار كرده و مىگويد مرام سابق خود را دنبال خواهد كرد ، و ديگر آروق بى جا نزده ، گرد كمونيست نخواهد گشت ، همين كه آب پيدا كرد ، باز شناگرى خود را تجديد نكند ، و چون « عابد و مسلمان » شده است پنج پنج نگيرد ؟ « 1 » » ملاحظه فرمايند ، ما با بستن پيمان نفت ، اول كارى كه ميكنيم اين خواهد بود كه راه و پاى همهگونه اشخاص مشكوك را بكشور خود ، باز خواهيم كرد . با اين فرزندان ناخلف ايران يعنى سران حزب توده ، كه با وجود ادعاى توبه ، باز هم در اوراق خود نميخواهند دست از ياوهگوئى قديم خود بردارند ، و واقعهء آذربايجان را خيلى مختصر زير سبيلى در كرده « 2 » و وقعهء كشتار مسجد گوهرشاد را پاى تمام مردم اين كشور به حساب آورده ، و بر آنها تعبير ميكنند و نميخواهند مرد مردانه ، بخطاى خود معترف شده و ذووجهين حرف ميزنند ، و مثل اينست كه ميخواهند باز هم راه فرارى به سمت كمونيسم داشته باشند ، حال اين كشور ، با طول زمان پيمان نفت بكجا خواهد رسيد . بارى ، از اين قسمت هم ميگذريم ، و تصور ميكنيم چون سر تودهاىها به سنگ خورده است ، انشاء اللّه چنان كه خودشان مىگويند ، براى هميشه عاقل شده باشند . ولى از كجا معلوم است ، با عملههائيكه روسها ، براى نفت بىهيچ تفتيش بمملكت ما خواهند ريخت اين بار يك حزب ديگرى ، مثلا باسم روده ، تشكيل نكرده و اوضاع اخير آذربايجان را ،
--> ( 1 ) - اين زمان پنج پنج ميگيرد * تا شده عابد و مسلمانا موش و گربه ( عبيد زاكانى ) ( 2 ) - زيرسبيلى در كردن ، كنايه از رفتار و بخصوص گفتاريست كه در آن صراحت نباشد . نظير : منمن كردن ، ونگونگ كردن ، در اصطلاح اراكيها سره وره كردن ، و اين تعبير را نسبت بشنوندهاى هم كه نميخواهد وارد مطلب شده ، جواب صريح بگويد ، نيز به كار مىبندند .